جستجو برای:
  • جدیدترین همایش ها و دوره ها
    • دوره خلق ثروت با علم بیزینس منتورینگ
  • دوره مدیران مانی کد 07
  • دوره های آموزشی
  • در خواست مشاوره
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی با امیر ارسلان قهاری
    • مشاوره کسب و کار در شیراز
    • بیزینس کوچینگ در شیراز
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی منابع انسانی – ارغوان مریدی
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی مالیاتی – دکتر حامد فلامرزی
    • یک جلسه مشاوره آنلاین برندینگ – بیزینس کوچ محمدابراهیم محمدی زاده
    • یک جلسه مشاوره آنلاین لایف کوچینگ – بیزینس کوچ محمدعلی جواهری
  • بلاگ
  • ارتباط با ما
    • تماس با ما
    • درباره مدیران مانی
    • درباره امیر ارسلان قهاری
    • درباره ارغوان مریدی
 
آکادمی مدیران کسب و کار مانی
  • جدیدترین همایش ها و دوره ها
    • دوره خلق ثروت با علم بیزینس منتورینگ
  • دوره مدیران مانی کد 07
  • دوره های آموزشی
  • در خواست مشاوره
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی با امیر ارسلان قهاری
    • مشاوره کسب و کار در شیراز
    • بیزینس کوچینگ در شیراز
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی منابع انسانی – ارغوان مریدی
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی مالیاتی – دکتر حامد فلامرزی
    • یک جلسه مشاوره آنلاین برندینگ – بیزینس کوچ محمدابراهیم محمدی زاده
    • یک جلسه مشاوره آنلاین لایف کوچینگ – بیزینس کوچ محمدعلی جواهری
  • بلاگ
  • ارتباط با ما
    • تماس با ما
    • درباره مدیران مانی
    • درباره امیر ارسلان قهاری
    • درباره ارغوان مریدی
0
ورود / عضویت

بلاگ

استراتژی تمرکز چیست؟ تحلیل برای مدیران گرفتار درجا زدن

بهمن 8, 1404
ارسال شده توسط واحد تولید محتوا
استراتژی و سیستم‌سازی
158 بازدید
استراتژی تمرکز چیست ؟

استراتژی تمرکز (Focus Strategy) یعنی به جای اینکه برای همه مشتری‌ها همه چیز باشید، منابع محدودتان (پول، زمان و نیرو) را روی یک بخش مشخص از بازار بگذارید و در همان بخش، با هزینه کمتر یا با تمایز، بهتر از رقبا عمل کنید. این استراتژی در کنار رهبری هزینه و استراتژی تمایز، یکی از سه استراتژی رقابتی عمومی مایکل پورتر است و برای کسب و کارهای کوچک و متوسطی که احساس درجا زدن دارند، معمولاً نقطه شروع خروج از آشفتگی است.

آنچه در این مقاله می خوانید...

Toggle
  • تحلیل قدرت خرید مشتریان و تغییرات فرهنگی در بازار امروز ایران
  • چرا تکنولوژی‌های جدید به جای کمک، باعث سردرگمی مدیران شده است؟
  • استراتژی تمرکز: چگونه با دیدن واقعیت‌های بازار، از بحران خارج شویم؟
  • داستان یک تغییر واقعی: از مدیریت آشفته تا نظم سیستمی در کسب و کار

بسیاری از مدیرانی که به ما مراجعه می‌کنند، یک درد مشترک دارند: «احساس درجا زدن». آقا محمود هم یکی از همین مدیران بود. او یک کارگاه تولیدی قطعات صنعتی با حدود ۲۰ نفر پرسنل داشت. وقتی برای اولین بار با هم صحبت کردیم، خستگی از چهره‌اش می‌بارید. می‌گفت: «آقای قهاری، من از ۶ صبح تا ۸ شب دارم می‌دوم، اما انگار یک نفر ترمز دستی این کسب و کار را کشیده است.»

مشکل محمود این بود که فکر می‌کرد مدیریت یعنی «آتش‌نشانی»؛ یعنی هر جا صدایی درآمد یا مشکلی پیش آمد، خودش بدود و آن را حل کند. او گرفتار آشفتگی ساختاری شده بود. وقتی از او پرسیدم آخرین بار کی بازار را تحلیل کردی، پاسخ داد: «بازار که تحلیل نمی‌خواهد، قیمت دلار را چک می‌کنم و تمام!»

اما واقعیت این است که دلار فقط نوک کوه یخ است. محمود و بسیاری از مدیران مشابه، بدون اینکه بدانند، در محاصره نیروهایی هستند که اگر آن‌ها را نشناسند، تمام تلاش‌هایشان بی‌اثر می‌شود. او نمی‌دانست که چرا مشتری‌های قدیمی‌اش دیگر سراغش را نمی‌گیرند یا چرا فلان قانون جدید ترخیص کالا، دارد سود خالصش را می‌بلعد. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که یک مدیر باید از گیجی و سردرگمی فاصله بگیرد و به جای سخت کار کردن، هوشمندانه نگاه کردن را یاد بگیرد.

اینجا بود که به او گفتم: «محمود جان، تا وقتی نتوانی با یک عینک شفاف به اطرافت نگاه کنی، هر تغییری که در کارگاه بدهی، مثل کوبیدن آب در هاون است.» در واقع، او نیاز داشت که بفهمد چرا بعضی از کسب و کارها در اوج رکود و بحران هم رشد می‌کنند در حالی که بقیه فقط در حال دست و پا زدن هستند.


تحلیل قدرت خرید مشتریان و تغییرات فرهنگی در بازار امروز ایران

📎 پیشنهاد مطالعه: تغییر کسب و کار در ۳۰ روز برای مدیران ایرانی
تحلیل قدرت خرید مشتریان و تغییرات فرهنگی در بازار امروز ایران

در این مرحله از تغییر، آقا محمود با یک حقیقت تلخ روبرو شد: مشتری‌هایی که ۱۰ سال وفادار بودند، ناگهان غیبشان زده بود. او فکر می‌کرد چون کیفیت کارش خوب است، مشتری تحت هر شرایطی باید بماند. اما وقتی دقیق‌تر نگاه کردیم، دیدیم بازار ایران از دو جهت «اجتماعی» و «فرهنگی» تغییر کرده است که او اصلاً ندیده بود.

۱. تغییر در قدرت خرید و اولویت‌ها

محمود قطعاتی تولید می‌کرد که عمر طولانی داشتند و طبعاً گران‌تر بودند. او متوجه نشده بود که به دلیل فشارهای اقتصادی، مشتریانش دیگر به دنبال «بهترین کیفیت برای همیشه» نیستند، بلکه به دنبال «کار راه‌اندازترین قطعه با کمترین قیمت ممکن» می‌گردند. اینجا بود که فهمید استراتژی تولیدش با جیب مشتری همخوانی ندارد. ما بررسی کردیم که چطور می‌تواند با حفظ استانداردهای ایمنی، هزینه‌های غیرضروری تولید را کم کند تا قیمت تمام شده پایین بیاید. اینجاست که یک مدیر باید بلد باشد چطور بهای تمام شده کالای خود را مدیریت کند تا در رقابت قیمتی بازار حذف نشود.

۲. تغییر در نحوه ارتباط و خرید (فرهنگ جدید بازار)

مشکل دوم محمود، مدل سنتیِ «بیا حضوری ببین و بخر» بود. او می‌گفت: «کاسب باید بیاید کارگاه، دود بخورد، جنس را لمس کند.» اما نسل جدیدِ خریداران که حالا جایگزین پدرانشان شده بودند، وقت و حوصله ترافیک و جلسات طولانی را نداشتند. آن‌ها می‌خواستند کاتالوگ را در موبایلشان ببینند، قیمت بگیرند و در سریع‌ترین زمان ممکن تحویل بگیرند.

محمود اصلاً به این فکر نکرده بود که «اعتبار» دیگر فقط به ریش‌سفیدی در بازار نیست؛ بلکه به سرعت پاسخگویی و شفافیت در ارائه خدمات است. وقتی دید رقیب جوان‌ترش با یک ادمین ساده و یک سیستم پاسخگویی منظم، دارد مشتری‌های او را جذب می‌کند، تازه متوجه شد که چقدر از فرهنگ روز بازار عقب مانده است.

۳. سبک زندگی و نیازهای جدید پرسنل

فقط مشتری نبود؛ محمود در داخل کارگاه هم مشکل داشت. نسل جدیدِ کارگر و کارمند او (نسل Z)، دیگر مثل قدیم با «چشم» گفتنِ خشک و خالی و حقوق ثابت انگیزه نمی‌گرفتند. آن‌ها به دنبال احترام، محیط کاری شفاف و یادگیری بودند. آقا محمود که عادت داشت با تحکم مدیریت کند، مدام با استعفای نیروهای کلیدی‌اش روبرو می‌شد.

ما به او نشان دادیم که تغییرات فرهنگی فقط بیرونِ مغازه نیست؛ داخل شرکت هم باید نگاهش را عوض کند. او فهمید که بدون ایجاد یک ساختار منظم و سیستماتیک در مدیریت منابع انسانی، هر چقدر هم که مشتری جذب کند، در نهایت کسی را ندارد که کار را با کیفیت تحویل دهد.

نتیجه این بخش: محمود یاد گرفت که بازار ایران دیگر بازارِ «بفروش و دررو» نیست. او شروع کرد به شنیدن صدای مشتری و منعطف کردن مدل کسب و کارش.

آدمک سفید با ذره‌بین در حال جست‌وجو؛ نماد تحلیل بازار پیش از انتخاب استراتژی تمرکز

چرا تکنولوژی‌های جدید به جای کمک، باعث سردرگمی مدیران شده است؟

📎 پیشنهاد مطالعه: استراتژی تمرکز برای متمایز شدن در بازارهای شلوغ
چرا تکنولوژی‌های جدید به جای کمک، باعث سردرگمی مدیران شده است؟

محمود همیشه می‌گفت: «آقای قهاری، این سیستم‌ها و نرم‌افزارها سوسول‌بازی است! ما سال‌ها با یک دفتر کل و یک تلفن، کل بازار را تکان می‌دادیم.» اما واقعیت این بود که همان دفتر کل، حالا شده بود پاشنه آشیل یا همان نقطه ضعف بزرگ کارگاهش.

وقتی دقیق‌تر بررسی کردیم، دیدیم محمود در محاصره تکنولوژی‌هایی است که یا بلد نیست از آن‌ها استفاده کند، یا به اشتباه سراغشان رفته است. او دچار سه مشکل اساسی در این بخش بود:

۱. جزیره‌ای عمل کردن ابزارها

محمود یک نرم‌افزار حسابداری قدیمی داشت، انباردارش آمار را در اکسل می‌زد و خودش هم لیست سفارش‌ها را در سررسیدش می‌نوشت. نتیجه؟ وقتی مشتری تماس می‌گرفت و سراغ سفارش را می‌گرفت، محمود باید نیم‌ساعت وقت می‌گذاشت تا بفهمد اصلاً جنس در چه مرحله‌ای است. تکنولوژی قرار است سرعت بدهد، نه اینکه خودش بشود یک کارِ اضافه! به او گفتم: «محمود جان، تا وقتی اطلاعاتت در لحظه به هم وصل نباشد، تو مدیر نیستی، تو فقط یک انتقال‌دهنده خبر بین واحدها هستی.» او نیاز داشت که سیستم سازی در کسب و کار را یاد بگیرد تا ابزارها به جای او کار کنند.

۲. ترس از اتوماسیون و جایگزینی

او فکر می‌کرد اگر سیستم‌ها را اتوماتیک کند، کنترل از دستش خارج می‌شود یا کارگرها تنبل می‌شوند. اما ما به او نشان دادیم که چطور یک سیستم ساده کنترل تردد یا نرم‌افزار مدیریت تولید، می‌تواند جلوی «پرتی» مواد اولیه و «اتلاف وقت» پرسنل را بگیرد. در بازار امروز ایران که هزینه مواد اولیه بالاست، حتی چند درصد ضایعات کمتر، در پایان سال به سود خالص قابل‌توجهی تبدیل می‌شود. محمود فهمید که مدیریت صحیح منابع مالی بدون ابزارهای دقیق، بیشتر شبیه فال‌گیری است تا مدیریت!

۳. غفلت از ابزارهای نوین ارتباطی

بزرگ‌ترین ضربه تکنولوژی به محمود از سمت «ارتباطات» بود. او هنوز برای هماهنگی با راننده‌ها و مشتری‌ها از تماس تلفنی استفاده می‌کرد، در حالی که رقبایش با استفاده از پنل‌های پیامکی و اپلیکیشن‌های پیام‌رسان، وضعیت بار را لحظه‌به‌لحظه به مشتری خبر می‌دادند. محمود فکر می‌کرد این‌ها تجملات است، اما مشتری این را «احترام» و «نظم» معنا می‌کرد. ما به او کمک کردیم تا بفهمد چطور با کمترین هزینه، زیرساخت ارتباطی کارگاهش را به‌روز کند تا دیگر لازم نباشد بابت هر سوال کوچکی، گوشی تلفن را بردارد.

تحول محمود در این بخش: او متوجه شد که تکنولوژی یعنی «خریدنِ زمان». وقتی او یک نرم‌افزار یکپارچه برای انبار و فروش نصب کرد، ناگهان دید روزی ۳ ساعت وقتِ اضافه پیدا کرده است؛ وقتی که قبلاً صرفِ چک کردنِ آمارهای غلط می‌شد. حالا او می‌توانست به جای «کار در کسب و کار»، به «کار روی کسب و کار» فکر کند.

نماد هدف‌گیری بنفش روی زمینه آبی؛ تمرکز روی یک بخش مشخص از بازار
برای سیستم سازی و رشد کسب و کارتان نقشه راه دارید؟ خدمات مشاوره کسب و کار یا با شماره ۹۰۰۰۶۶۰۰ با مدیران مانی تماس بگیرید.

استراتژی تمرکز: چگونه با دیدن واقعیت‌های بازار، از بحران خارج شویم؟

📎 پیشنهاد مطالعه: رشد کسب و کار در شیراز
استراتژی تمرکز: چگونه با دیدن واقعیت‌های بازار، از بحران خارج شویم؟

بعد از اینکه محمود با دقت نشست و دید که قیمت دلار (اقتصاد)، قوانین گمرکی (سیاست)، سلیقه مشتری‌های جوان (اجتماع) و ابزارهای جدید (تکنولوژی) چطور دارند محاصره‌اش می‌کنند، به یک نتیجه‌گیری بزرگ رسید: «من نمی‌توانم برای همه، همه چیز باشم!»

او قبلاً ۱۰۰ نوع قطعه مختلف تولید می‌کرد، به هر مشتری با هر بودجه‌ای بله می‌گفت و در هر بازاری (از عطاری گرفته تا پتروشیمی) سرک می‌کشید. این یعنی «تشتت»؛ یعنی انرژی محمود بین صد جبهه تقسیم شده بود و در هیچ‌کدام پیروز نمی‌شد.

عینک «تمرکز» روی چشم‌های محمود

استراتژی تمرکز یعنی اینکه محمود تصمیم گرفت تمام منابع محدودش (پول، زمان و پرسنل) را روی بخشی از بازار بگذارد که:

  1. قوانین دولتی کمتر به آن ضربه می‌زد.
  2. تکنولوژی کارگاهش در آن بخش قوی‌تر بود.
  3. مشتریانش هنوز قدرت خرید داشتند و کیفیت برایشان مهم بود.

ما با هم لیست محصولاتش را غربال کردیم. ۸۰ درصد محصولات او فقط ۲۰ درصد سود می‌آوردند اما ۸۰ درصد وقتش را می‌گرفتند! با یک تصمیم شجاعانه، محمود تولید قطعات ارزان‌قیمت و پردردسر را تعطیل کرد و تمرکزش را گذاشت روی تولید قطعات تخصصی برای صنایع غذایی که در هر شرایطی (حتی بحران) باید کار کنند.

چگونه استراتژی تمرکز را در کسب و کار خود اجرا کنیم؟

کاری که محمود کرد را می‌توان در چند قدم ساده خلاصه کرد؛ قدم‌هایی که برای بیشتر کسب و کارهای کوچک و متوسط قابل اجراست:

  1. سودآوری واقعی را ببینید: فهرست محصولات، خدمات و گروه‌های مشتری را کنار هم بگذارید و برای هر کدام، سود خالص و زمانی که از شما می‌گیرد را بنویسید؛ نه فقط مبلغ فروش را.
  2. بخش هدف را انتخاب کنید: بخشی از بازار را جدا کنید که هم قدرت خرید دارد و هم شما در آن مزیتی واقعی (تخصص، تجهیزات، سابقه) دارید. برای پیدا کردن این بخش، مطلب نیچ مارکتینگ و انتخاب بازار هدف هم کمک‌تان می‌کند.
  3. نوع تمرکز را مشخص کنید: تصمیم بگیرید در این بخش با هزینه پایین‌تر رقابت می‌کنید (تمرکز بر هزینه) یا با ارزش متفاوت و کیفیت بالاتر (تمرکز بر تمایز).
  4. به بقیه «نه» بگویید: محصولات و مشتریانی که خارج از تمرکز شما هستند را به‌تدریج محدود یا حذف کنید تا منابع آزاد شود.
  5. سیستم و شاخص بسازید: برای همان چند محصول اصلی، فرآیند و دستورالعمل بنویسید و چند شاخص کلیدی (مثل سود هر محصول و تکرار خرید مشتریان هدف) را هر ماه بررسی کنید.

در جلسات مشاوره مدیران مانی معمولاً سخت‌ترین قدم، قدم چهارم است؛ چون حذف یک محصول یا مشتری قدیمی برای مدیر حکم از دست دادن درآمد را دارد. پیشنهاد ما این است که این کار را مرحله‌ای و با عدد انجام دهید، نه با احساس.

از «آتش‌نشانی» به «مدیریت هوشمند»

وقتی محمود روی یک حوزه خاص متمرکز شد، دیگر لازم نبود هر روز نگران هزاران اتفاق باشد. او حالا می‌دانست دقیقاً کدام اخبار سیاسی را دنبال کند، کدام تکنولوژی را بخرد و با چه زبانی با مشتری‌اش حرف بزند. این تمرکز باعث شد محمود بالاخره فرصت کند به سیستم سازی در مدیریت فکر کند. وقتی تنوع کار کم شد، او توانست برای هر بخش از کارش «دستورالعمل» بنویسد. دیگر لازم نبود بالای سر هر کارگری بایستد؛ چون سیستم برای آن چند محصول خاص، کاملاً تعریف شده بود.

در واقع محمود فهمید که استراتژی تمرکز، یعنی «نه گفتن» به فرصت‌های وسوسه‌انگیز اما بیهوده، برای اینکه بتواند به هدف اصلی‌اش «بله» بگوید. او متوجه شد که اگر می‌خواهد از این وضعیت آشفته رها شود، باید ساختار مالی و سودآوری هر بخش از کارش را به دقت تحلیل کند و فقط روی بخش‌هایی سرمایه گذاری کند که در تحلیل محیطی سربلند بیرون آمده‌اند.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که مدیریت از حالت «بخت و اقبال» خارج می‌شود و تبدیل به یک «علم قابل پیش‌بینی» می‌شود. محمود حالا دیگر نمی‌دوید که فقط غرق نشود؛ او داشت قایقش را به سمتی هدایت می‌کرد که باد موافق می‌وزید.

دو دست که دور یک سیبل قاب گرفته‌اند؛ نماد انتخاب بازار هدف در استراتژی تمرکز

داستان یک تغییر واقعی: از مدیریت آشفته تا نظم سیستمی در کسب و کار

📎 پیشنهاد مطالعه: ایده های کسب و کار خانگی برای درآمدزایی در منزل
داستان یک تغییر واقعی: از مدیریت آشفته تا نظم سیستمی در کسب و کار

شش ماه بعد از آن روزی که محمود با چهره‌ای برافروخته وارد دفتر من شد، دوباره دور هم نشستیم؛ اما این بار خبری از آن کلافگی سابق نبود. محمود دیگر آن مدیری نبود که موبایلش هر دو دقیقه یک‌بار برای مسائل پیش‌پاافتاده زنگ بخورد. او یاد گرفته بود که چطور با تحلیل درست، «افسار» کسب و کارش را به دست بگیرد.

۱. نتیجه در اعداد و ارقام

اولین تغییری که محمود با لبخند گزارش داد، وضعیت حساب‌هایش بود. با اینکه او به دلیل «استراتژی تمرکز»، تولید ۳۰ درصد از محصولات پردردسرش را متوقف کرده بود، اما سود خالص کارگاهش در پایان فصل، ۱۵ درصد نسبت به سال قبل رشد داشت. چرا؟ چون او دیگر هزینه‌ و انرژی‌اش را صرف محصولات «شکست‌خورده» نمی‌کرد. او فهمیده بود که چطور با مدیریت صحیح هزینه‌ها، حتی با فروش کمتر هم می‌شود سود بیشتری کسب کرد.

۲. نظم سیستمی و رهایی از «آتش‌نشانی»

محمود می‌گفت: «آقای قهاری، بزرگ‌ترین دستاورد من این بود که بالاخره توانستم بعد از ۳ سال، یک هفته با خانواده به سفر بروم و کارگاه از هم نپاشد.» او با استفاده از نتایج تحلیل‌هایش، برای هر بخش از کارگاه یک «سیستم پاسخگو» تعریف کرده بود. کارگران حالا می‌دانستند در مواجهه با نوسان قیمت یا خرابی دستگاه، طبق کدام پروتکل عمل کنند. این یعنی او از یک «مدیر همه‌کاره» به یک «ناظر استراتژیک» تبدیل شده بود.

۳. پیش‌بینی به جای غافلگیری

تفاوت بزرگ دیگر محمود، آرامش ذهنی‌اش بود. او دیگر با هر خبر سیاسی یا اقتصادی سکته نمی‌کرد. چون از قبل سناریوهای مختلف را چیده بود. او می‌دانست اگر فلان قانون تصویب شود، پلن B او چیست. در واقع، آن «عینک تحلیل محیطی» به او کمک کرده بود تا به جای «واکنش نشان دادن» به بازار، «پیش‌بینی» کردن را یاد بگیرد. او حالا می‌دانست که ساختار یک کسب و کار موفق، روی ستون‌های تحلیل بنا شده است، نه روی حدس و گمان.

آدمک با دوربین دوچشمی کنار سیبل و پیکان؛ نماد هدف‌گیری دقیق در استراتژی تمرکز

بیشتر بخوانید: بیانیه ماموریت چیست و چرا برای مدیران اهمیت دارد؟

سخن پایانی و دعوت به تغییر

دوست من، داستان آقا محمود، داستانِ دور از ذهنی نیست. بسیاری از مدیران SME در ایران، پتانسیل بالایی دارند اما در تله‌ی «روزمرگی» و «آشفتگی محیطی» گیر افتاده‌اند. واقعیت این است که بازار ایران با تمام سختی‌هایش، برای کسی که «قواعد بازی» را بلد باشد، هنوز هم پر از فرصت است.

اگر شما هم حس می‌کنید مثل ماه‌های اولِ محمود، دارید درجا می‌زنید و کنترل اوضاع از دستتان خارج شده، وقت آن رسیده که یک قدم به عقب برگردید و از بالا به کسب و کارتان نگاه کنید. نگاه کردن به عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فناوری (همان چیزی که در ابزار تحلیل PESTEL جمع شده) و بعد انتخاب یک تمرکز روشن، تئوری دانشگاهی نیست؛ این‌ها «چراغ‌قوه»‌هایی هستند که تاریکیِ مسیر را برای شما روشن می‌کنند.

قدم بعدی: اگر می‌خواهید استراتژی تمرکز را به‌صورت سیستمی در کسب و کارتان پیاده کنید، «استراتژی و قیمت‌گذاری» و «سیستم‌سازی و طراحی فرآیند» از سرفصل‌های دوره مدیران مانی کد ۷ است؛ دوره‌ای حضوری در شیراز که بیزینس کوچ‌ها در جلساتش همراه شما هستند. برای آشنایی با سرفصل‌ها و ثبت درخواست مصاحبه، صفحه دوره را ببینید یا با ۹۰۰۰۶۶۰۰ تماس بگیرید.

5/5 - (1 امتیاز)

برای سیستم سازی و رشد کسب و کارتان نقشه راه دارید؟

مشاوران آکادمی مدیران مانی وضعیت فعلی کسب و کار شما را بررسی می‌کنند و کمک می‌کنند گلوگاه‌های رشد را پیدا کنید و مسیر سیستم سازی و توسعه را مشخص کنید. با ما تماس بگیرید یا فرم زیر را پر کنید.

تماس با مدیران مانی: ۹۰۰۰۶۶۰۰درخواست تماس مشاورانخدمات مشاوره کسب و کارپیام در واتساپ

شماره‌تان را بگذارید تا مشاوران مدیران مانی با شما تماس بگیرند.

اشتراک گذاری:
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
در اینستاگرام
ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!
جستجو برای:
مدیران مانی

آکادمی تخصصی رشد و توسعه کسب‌ و کار برای مدیران و صاحبان کسب‌ و کار؛ با تمرکز بر فروش، مدیریت تیم، تبلیغات، مالی و سیستم‌ سازی.

دسترسی سریع
  • صفحه اصلی
  • دوره‌های آموزشی
  • مقالات
  • درباره مدیران مانی
  • تماس با ما
ارتباط با مدیران مانی
شیراز، خیابان ستارخان، مجتمع شیرازمال، طبقه ششم، واحد ۶۱۸ 90006600 همه روزه از ساعت ۹ صبح تا ۹ شب
مجوزها نماد اعتماد و مجوزهای مدیران مانی جهت مشاهده مجوز کلیک کنید
تمامی حقوق برای آکادمی کسب‌ و کار مدیران مانی محفوظ است.
ورود / عضویت
استفاده از موبایل

8 + هشت =

تماس با مدیران مانیدرخواست مشاوره

ورود

10 + یک =

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

ارسال مجدد کد تایید (00:120)

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت