جستجو برای:
  • دوره های آموزشی

    دوره های آنلاین

    یادگیری تعاملی و کاربردی

    محصولات رایگان

    آموزشهای تخصصی و کاربردی

    همایش ها

    رویدادها و کارگاههای حضوری

    چک لیست ها

    ابزارهای عملی و آماده ساز

    فروش و جذب مشتری

    برای رشد فروش بازاریابی و دیده شدن بهتر

    سوشال مارکتینگ
    فروش و بازاریابی
    تبلیغ نویسی

    مدیریت و توسعه کسب و کار

    برای ساختن کسب و کار منظم هدفمند

    مدیریت کسب و کار
    برنامه ریزی و هدف گذاری
    منابع انسانی

    مالی و تصمیم گیری

    برای کنترل بهتر پول و تصمیم های مالی

    مدیریت مالی و مالیاتی
    مشاهده همه دوره ها
  • دوره بیزینس منتورینگ
  • مدرسین
    • امیر ارسلان قهاری
    • ارغوان مریدی
  • در خواست مشاوره
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی با امیر ارسلان قهاری
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی منابع انسانی – ارغوان مریدی
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی مالیاتی – دکتر حامد فلامرزی
    • یک جلسه مشاوره آنلاین برندینگ – بیزینس کوچ محمدابراهیم محمدی زاده
    • یک جلسه مشاوره آنلاین لایف کوچینگ – بیزینس کوچ محمدعلی جواهری
  • بلاگ

    بازاریابی

    استراتژی ها و ایده های بازاریابی برای رشد کسب و کار

    افزایش فروش

    آموزشی

    مقالات و نکات کاربردی برای یادگیری و رشد کسب و کار

    مهارت جدید

    مدیریت

    راهکارها و تجربیات مدیریتی برای موفقیت بیشتر

    رهبری در سازمان

    روانشناسی

    مقالات روانشناسی برای توسعه و بهبود کسب و کار

    هوش هیجانی
    مشاهده همه مقالات
  • ارتباط با ما
    • درخواست پشتیبانی
    • تماس با ما
    • درباره مدیران مانی
    • دعوت به همکاری
 
آکادمی مدیران کسب و کار مانی
  • دوره های آموزشی

    دوره های آنلاین

    یادگیری تعاملی و کاربردی

    محصولات رایگان

    آموزشهای تخصصی و کاربردی

    همایش ها

    رویدادها و کارگاههای حضوری

    چک لیست ها

    ابزارهای عملی و آماده ساز

    فروش و جذب مشتری

    برای رشد فروش بازاریابی و دیده شدن بهتر

    سوشال مارکتینگ
    فروش و بازاریابی
    تبلیغ نویسی

    مدیریت و توسعه کسب و کار

    برای ساختن کسب و کار منظم هدفمند

    مدیریت کسب و کار
    برنامه ریزی و هدف گذاری
    منابع انسانی

    مالی و تصمیم گیری

    برای کنترل بهتر پول و تصمیم های مالی

    مدیریت مالی و مالیاتی
    مشاهده همه دوره ها
  • دوره بیزینس منتورینگ
  • مدرسین
    • امیر ارسلان قهاری
    • ارغوان مریدی
  • در خواست مشاوره
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی با امیر ارسلان قهاری
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی منابع انسانی – ارغوان مریدی
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی مالیاتی – دکتر حامد فلامرزی
    • یک جلسه مشاوره آنلاین برندینگ – بیزینس کوچ محمدابراهیم محمدی زاده
    • یک جلسه مشاوره آنلاین لایف کوچینگ – بیزینس کوچ محمدعلی جواهری
  • بلاگ

    بازاریابی

    استراتژی ها و ایده های بازاریابی برای رشد کسب و کار

    افزایش فروش

    آموزشی

    مقالات و نکات کاربردی برای یادگیری و رشد کسب و کار

    مهارت جدید

    مدیریت

    راهکارها و تجربیات مدیریتی برای موفقیت بیشتر

    رهبری در سازمان

    روانشناسی

    مقالات روانشناسی برای توسعه و بهبود کسب و کار

    هوش هیجانی
    مشاهده همه مقالات
  • ارتباط با ما
    • درخواست پشتیبانی
    • تماس با ما
    • درباره مدیران مانی
    • دعوت به همکاری
0
ورود / عضویت

بلاگ

ACV یا ارزش قرارداد سالانه

اردیبهشت ۲۶, ۱۴۰۵
ارسال شده توسط واحد تولید محتوا
بازاریابی
65 بازدید
ارزش قرار داد سالانه

تا حالا شده آخر شب، وقتی خسته و کوفته از دفتر می‌زنی بیرون، از خودت بپرسی: «این‌همه بدو بدو برای چیه؟»

آنچه در این مقاله می خوانید...

Toggle
  • ۱. چرا با وجود فروش زیاد، آخر ماه دخل و خرجتان با هم نمی‌خواند؟
  • ۲. ACV یا همان «ارزش واقعی قرارداد»؛ ابزاری برای فرار از آشفتگی و تصمیم‌های دیمی
  • ۳. فرمول ساده محاسبه ارزش سالانه قرارداد برای مدیران پرمشغله
  • ۴. مشتری «بزرگ» یا مشتری «سودآور»؟ چطور با خط‌کش ACV مشتری‌های مزاحم را حذف کنیم؟
  • ۵. تله‌ی قراردادهای یک‌باره؛ چرا نباید به فروش‌های اتفاقی دل خوش کرد؟
  • ۶. ۳ کاربرد حیاتی ACV در سیستم‌سازی فروش برای کسب‌وکارهای ایرانی
  • ۷. چطور با تمرکز روی ACV، از وضعیت «آتش‌نشانی» به وضعیت «رشد پایدار» برسیم؟
  • ۸. جمع‌بندی: آیا قراردادهای امسال شما، هزینه‌های سال بعدتان را پوشش می‌دهد؟

تلفنت از صبح زنگ خورده، تیم فروشت دائم در حال فاکتور زدن بوده، چند تا قرارداد جدید هم بستید، اما وقتی به موجودی حساب یا سود واقعی نگاه می‌کنی، انگار یک جای کار بدجور می‌لنگد. حس می‌کنی فقط داری «پول خرد» جمع می‌کنی یا بدتر از آن، داری نقش عابربانک را بازی می‌کنی؛ پول می‌آید و بلافاصله برای اجاره، حقوق و بدهی‌ها می‌رود، بدون اینکه بفهمی سهم خودت از این‌همه زحمت کجاست.

بسیاری از مدیران و صاحبان کسب‌وکار در ایران، در تله‌ای به نام «فروشِ کور» گیر کرده‌اند. ما قرارداد می‌بندیم چون فکر می‌کنیم هر فروشی خوب است، اما حقیقت تلخ این است که:

مشاوره انتخاب مسیر

برای انتخاب مسیر درست، راهنمایی بگیرید

اگر برای انتخاب دوره، مشاوره یا مسیر رشد تردید دارید، یک تماس کوتاه می‌تواند تصمیم‌گیری را برای شما شفاف‌تر کند.

تماس با مشاور
  • بعضی قراردادها نه تنها سود نمی‌دهند، بلکه دارند وقت و انرژی تیم شما را می‌بلعند.
  • بعضی مشتری‌ها به اندازه یک «نهنگ» از شما سرویس می‌خواهند ولی به اندازه یک «گنجشک» هم سود به جیب شما نمی‌ریزند.
  • و از همه بدتر، چون دیدِ شفافی ندارید، مدام در حال «آتش‌نشانی» و حل بحران‌های روزمره هستید و فرصتی برای فکر کردن به رشد و توسعه کسب و کار ندارید.

اینجاست که یک ابزار ساده اما حیاتی به اسم ACV (ارزش سالانه قرارداد) مثل یک چراغ قوه، تاریکی‌های بخش فروش شما را روشن می‌کند. قرار نیست سراغ فرمول‌های پیچیده ریاضی برویم؛ قرار است یاد بگیریم چطور با یک عدد ساده، بفهمیم کدام مشتری «برکت» کسب‌وکار ماست و کدام‌یک فقط «زحمت» است.

اگر شما هم خسته‌اید از اینکه نمی‌دانید بابت هر ریال هزینه‌ای که می‌کنید، واقعاً چقدر سودِ خالصِ سالانه گیرتان می‌آید، این مطلب دقیقاً برای شما نوشته شده است. بیایید یک‌بار برای همیشه، خط‌کشِ اندازه‌گیریِ سود واقعی‌تان را پیدا کنید.

بسیار عالی. با تایید شما، سراغ نگارش اولین بخش بدنه مقاله می‌رویم. این بخش قرار است انگشت روی زخم بگذارد و منطق پشت آشفتگی مالی مدیر را کالبدشکافی کند.


۱. چرا با وجود فروش زیاد، آخر ماه دخل و خرجتان با هم نمی‌خواند؟

بسیاری از مدیران ایرانی در یک تله‌ی تکراری و خطرناک گرفتارند: «تله‌ی گردش مالی». ظاهر ماجرا قشنگ است؛ فاکتورهای چندصد میلیونی صادر می‌شود، کارت‌خوان مدام سوت می‌کشد و انبار خالی و پر می‌شود. اما وقتی سر ماه می‌خواهید حقوق‌ها را بدهید یا چک تأمین‌کننده را پاس کنید، دست‌تان می‌لرزد و مجبورید از این جیب به آن جیب کنید.

مشکل اینجاست که شما درگیر «فروش» شده‌اید، اما از «سودِ باکیفیت» غافل مانده‌اید. در واقع، شما دچار نوعی بیماری در کسب‌وکار شده‌اید که من به آن می‌گویم «فروشِ سمی». این یعنی قراردادهایی می‌بندید که در روز اول مثل یک پیروزی بزرگ به نظر می‌رسند، اما در واقعیت مثل یک سیاهچاله، منابع شما را می‌بلعند.

تله‌ی «فروشِ بی‌سود»؛ وقتی مشتری صاحب‌اختیار کسب‌وکار شما می‌شود

بیایید کمی دقیق‌تر شویم. چرا با اینکه قرارداد بسته‌اید، هنوز هم هشت‌تان گرو نه است؟ چون در اکثر کسب‌وکارهای ایرانی، هزینه‌های پنهان دیده نمی‌شوند. وقتی شما یک قرارداد یک‌ساله می‌بندید، فقط مبلغ روی کاغذ مهم نیست؛ بلکه «هزینه زنده ماندن آن قرارداد» مهم است.

دقت کنید که این دردها چقدر برایتان آشناست:

  • هزینه پشتیبانی بی‌پایان: مشتری قراردادی بسته که بابتش ۱۰ میلیون تومان داده، اما توقع دارد ۲۴ ساعته در دسترس باشید. هر تماس او، یعنی اشغال شدن خط تلفن و درگیر شدن نیروی انسانی شما که خودش هزینه دارد.
  • تخفیف‌های «از جیب‌رفته»: برای اینکه مشتری را از دست ندهید، ۳۰ درصد تخفیف داده‌اید. اما آیا محاسبه کرده‌اید که این ۳۰ درصد دقیقاً از «سود خالص» شما کسر شده، نه از کل مبلغ؟ یعنی شاید برای انجام آن کار، عملاً دارید از جیب‌تان خرج می‌کنید.
  • خواب سرمایه و نسیه: قرارداد را بسته‌اید، اما پولش قرار است ۶ ماه دیگر بیاید. در اقتصادی که تورم در آن بیداد می‌کند، پولی که ۶ ماه دیگر می‌گیرید، ارزش همان روزی را که قرارداد بسته‌اید ندارد.

قراردادِ بد، از بی‌قراردادی بدتر است!

واقعیت تلخ این است که در فضای مدیریت فروش ، ما اغلب یاد گرفته‌ایم که فقط به «عددِ فروش» افتخار کنیم. اما حقیقت این است که برخی قراردادها نه تنها سود نمی‌دهند، بلکه «فرصت‌سوز» هستند.

وقتی تیم شما تمام انرژی‌اش را صرف راضی نگه داشتن یک مشتری پردردسر و کم‌سود می‌کند، دیگر توان و زمانی برای پیدا کردن مشتریان «باکیفیت» ندارد. اینجاست که سیستم سازی کسب و کار اهمیت پیدا می‌کند؛ یعنی داشتن فیلتری که اجازه ندهد هر قراردادی وارد مجموعه شما شود. شما باید یاد بگیرید که با خط‌کش ACV، بین «مشتری که جیب‌تان را پر می‌کند» و «مشتری که فقط برایتان کار می‌تراشد»، تفاوت قائل شوید.

بدون داشتن این دید شفاف، شما همیشه در وضعیت «آتش‌نشانی» باقی می‌مانید؛ یعنی مدام در حال دویدن برای پاس کردن چک‌هایی هستید که بابت قراردادهای بی‌سود کشیده شده‌اند.

۲. ACV یا همان «ارزش واقعی قرارداد»؛ ابزاری برای فرار از آشفتگی و تصمیم‌های دیمی

تا این‌جا فهمیدیم که چرا خیلی از ما مدیرها، با اینکه سرمان شلوغ است، جیبمان خالی می‌ماند. اما چاره چیست؟ چطور بفهمیم کدام قرارداد ارزش جنگیدن دارد و کدام‌یک فقط بارِ اضافی است؟ جواب در سه کلمه خلاصه می‌شود: ارزش سالانه قرارداد یا همان ACV.

حالا شاید بگویید: «بابا ما وقت نداریم فرمول‌های مدیریت مالی دانشگاهی را یاد بگیریم!» حق با شماست. به همین خاطر، بیایید ACV را به زبانِ کفِ بازار ترجمه کنیم.

ACV یعنی: «این مشتری در ۳۶۵ روز، واقعاً چقدر برای من می‌ارزد؟»

خیلی ساده است؛ ACV یعنی میانگین پولی که یک مشتری در طول یک سال به حساب شما واریز می‌کند. شاید بپرسید خب که چی؟ من که خودم می‌دانم چقدر فروخته‌ام! اما نکته اینجاست: ما معمولاً در محاسباتمان گولِ «عددِ درشتِ اولِ قرارداد» را می‌خوریم.

مثلاً تصور کنید دو تا قرارداد جلوی روی شماست:

  1. قرارداد الف: یک‌بار مصرف است. مشتری امروز ۱۰۰ میلیون تومان به شما می‌دهد و تمام. دیگر تا سال بعد ریالی به شما پرداخت نمی‌کند.
  2. قرارداد ب: مشتری ماهانه ۱۰ میلیون تومان به شما می‌دهد. عدد ۱۰ میلیون در مقابل ۱۰۰ میلیون کوچک به نظر می‌رسد، درست است؟ اما اگر حساب کنید، ارزش سالانه (ACV) این مشتری ۱۲۰ میلیون تومان است.

بسیاری از مدیران به خاطر نیاز به نقدینگی فوری، سراغ قراردادهای نوع اول می‌روند، در حالی که قراردادهای نوع دوم هستند که باعث ثبات مالی و رشد کسب و کار می‌شوند. ACV به شما می‌گوید که به جای نگاه کردن به نوکِ بینی، کمی دورتر را ببینید.

چرا ACV برای یک مدیرِ غرق در کار، از نان شب واجب‌تر است؟

وقتی شما عدد ACV هر مشتری یا هر بخش از فروش‌تان را بدانید، دیگر «دیمی» و بر اساس «حسِ ششم» تصمیم نمی‌گیرید. ACV به شما قدرت می‌دهد که:

  • اولویت‌بندی کنید: وقتی سرتان شلوغ است، وقت‌تان را برای مشتری که ACV پایینی دارد تلف نمی‌کنید و روی آن‌هایی تمرکز می‌کنید که چرخِ کارخانه‌تان را می‌چرخانند.
  • تیم فروش را آدم کنید: به جای اینکه به تیم فروش بگویید «فقط بفروش»، به آن‌ها هدف می‌دهید که سراغ قراردادهایی با ارزش سالانه بالاتر بروند. این یعنی [لینک داخلی پیشنهادی به: مدیریت تیم فروش] بر اساس واقعیت، نه بر اساس آرزو.
  • آرامش ذهنی پیدا کنید: وقتی بدانید که مجموع ACV قراردادهای فعال شما چقدر است، دیگر نگران اجاره ماه بعد نیستید. می‌دانید که یک جریانِ پولِ جاری دارید، نه یک اتفاقِ اتفاقی!

در واقع، ACV همان خط‌کشی است که آشفتگی ذهنی شما را به شفافیت مدیریتی تبدیل می‌کند. به قول کارشناسان HubSpot ، دانستن این عدد به شما کمک می‌کند تا بفهمید چقدر می‌توانید برای جذب یک مشتری جدید هزینه کنید بدون اینکه ورشکست شوید.

۳. فرمول ساده محاسبه ارزش سالانه قرارداد برای مدیران پرمشغله

شاید در کتاب‌های MBA فرمول‌های عجیب‌وغریبی برای ACV ببینید، اما بیایید اینجا خیلی خاکی و بازاری به موضوع نگاه کنیم. برای اینکه بفهمید ارزش سالانه یک قرارداد چقدر است، فقط کافی است یک تقسیم ساده انجام دهید.

چطور در ۳ دقیقه بفهمیم هر مشتری چقدر برای ما می‌ارزد؟

فرمول این است: ارزش کل قرارداد (بدون هزینه‌های یک‌باره) ÷ تعداد سال‌های قرارداد = ACV

اما یک نکته‌ی کنکوری و خیلی مهم دارد که اکثر مدیران در آن اشتباه می‌کنند: هزینه‌های یک‌باره را نباید حساب کنید! مثلاً اگر شما یک شرکت خدماتی هستید و برای شروع کار ۵ میلیون تومان هزینه «راه‌اندازی» یا «نصب» می‌گیرید، این ۵ میلیون را کنار بگذارید. چرا؟ چون این پول فقط یک‌بار می‌آید و تمام می‌شود. ACV می‌خواهد به شما بگوید که «جریانِ مداومِ پول» شما چقدر است.

بیایید با یک مثال واقعی ایرانی موضوع را شفاف کنیم:

فرض کنید شما مدیر یک شرکت هستید که خدمات «نگهداری و پشتیبانی سیستم‌های گرمایشی» به مجتمع‌های مسکونی می‌دهید. دو تا قرارداد جلوی شماست:

  • قرارداد اول: یک مجتمع بزرگ با شما قرارداد ۳ ساله می‌بندد به مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان. (بدون هزینه نصب).
    • حساب‌کتاب: ۳۰۰ میلیون تقسیم بر ۳ سال = ۱۰۰ میلیون تومان (ACV).
  • قرارداد دوم: یک مجتمع کوچک‌تر با شما قرارداد ۱ ساله می‌بندد به مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان.
    • حساب‌کتاب: ۱۲۰ میلیون تقسیم بر ۱ سال = ۱۲۰ میلیون تومان (ACV).

نتیجه اخلاقی: در نگاه اول، قرارداد ۳۰۰ میلیونی خیلی دهان‌پرکن‌تر است، اما خط‌کش ACV به شما می‌گوید که قراردادِ دوم برای کسب‌وکار شما باارزش‌تر است! چون در طول یک سال، پولِ بیشتری به سیستم شما تزریق می‌کند.

چرا باید همین الان چرتکه بیندازید؟

اگر ندانید ACV هر مشتری چقدر است، در [لینک داخلی پیشنهادی به: تصمیم گیری مدیریتی] دچار خطا می‌شوید. ممکن است تمام منابع‌تان (نیروهای فنی، ماشین‌آلات و زمان خودتان) را صرف مشتری ۳۰۰ میلیونی کنید، در حالی که او در واقعیت سالی ۱۰۰ میلیون به شما می‌دهد.

دانستن این عدد به شما کمک می‌کند تا بفهمید:

  1. کدام مشتری ارزش «تخفیف دادن» دارد.
  2. کدام مشتری ارزش «وقت گذاشتن» دارد.
  3. و برای کدام مشتری اصلاً نباید وقت تیم‌تان را تلف کنید.

به قول کارشناسان سایت معتبر Investopedia ، این محاسبه ساده به شما نشان می‌دهد که آیا مدل درآمدی شما برای بلندمدت جواب می‌دهد یا فقط دارید روزمرگی می‌کنید. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که شما از یک «کاسب خسته» به یک «مدیر استراتژیک» تبدیل می‌شوید که روی شاخص های کلیدی عملکرد یا KPI تمرکز دارد.

ارزش قرار داد سالانه

۴. مشتری «بزرگ» یا مشتری «سودآور»؟ چطور با خط‌کش ACV مشتری‌های مزاحم را حذف کنیم؟

خیلی از ما مدیران ایرانی یک «بیماریِ پنهان» داریم: عاشقِ نام‌های بزرگ هستیم. وقتی با یک هلدینگ معروف یا یک کارخانه برند قرارداد می‌بندیم، قند در دلمان آب می‌شود. فکر می‌کنیم چون اسمشان بزرگ است، حتماً جیب ما را هم پر می‌کنند. اما حقیقت در اکثر مواقع تلخ است؛ شرکت‌های بزرگ معمولاً بدحساب‌تر هستند، تخفیف‌های سنگین می‌گیرند و به اندازه ۱۰ تا مشتریِ معمولی از شما و تیم‌تان کار می‌کشند.

اینجاست که ACV مثل یک «دستگاهِ دروغ‌سنج» عمل می‌کند.

تفاوت «کلاسِ کار» با «برکتِ کار»

بیایید با هم روراست باشیم؛ شما کسب‌وکار راه انداخته‌اید که سود کنید، نه اینکه فقط برندهای بزرگ را در رزومه‌تان ردیف کنید. وقتی ACV مشتریان را حساب می‌کنید، می‌بینید که گاهی ۵ مشتریِ کوچک و بی‌سروصدا، ارزش سالانه‌ای (ACV) بیشتر از آن تک‌مشتریِ گردن‌کلفت و پرحاشیه دارند.

برای اینکه بدانید کدام مشتری را باید با احترام کنار بگذارید، از این دسته‌بندی استفاده کنید:

  1. مشتریان ستاره (ACV بالا / دردسر کم): این‌ها فرشته‌های کسب‌وکار شما هستند. پول خوبی می‌دهند و وقت‌تان را نمی‌گیرند. باید برای این‌ها فرش قرمز پهن کنید.
  2. مشتریان نان‌آور (ACV متوسط / دردسر کم): چرخ سیستم شما را می‌چرخانند.
  3. مشتریان سمی (ACV پایین / دردسر بسیار بالا): همان‌هایی که بابت یک ریال، ده بار زنگ می‌زنند، همیشه شاکی‌اند و فاکتورهایشان را دیر پاس می‌کنند.

چطور با خط‌کش ACV جراحی کنیم؟

وقتی شما عدد ACV را داشته باشید، دیگر از «نه گفتن» نمی‌ترسید. اگر مشتری از شما وقتِ زیادی می‌گیرد اما ACV او زیرِ خطِ قرمز شماست، باید برای اولویت‌بندی مشتریان اقدام کنید.

فرآیند جراحی ساده است:

  • مشتریانی که ACV پایینی دارند و هزینه نگهداری‌شان بالاست را شناسایی کنید.
  • یا قیمت را برای آن‌ها بالا ببرید (که یا سودآور شوند یا خودشان بروند!).
  • یا خدمات‌تان را به آن‌ها محدود کنید تا وقت تیم‌تان برای [لینک داخلی پیشنهادی به: مدیریت زمان مدیران] آزاد شود.

یادتان باشد، هر دقیقه‌ای که صرف یک مشتریِ کم‌ارزش می‌کنید، در واقع دارید از جیبِ مشتریانِ باارزش‌تان دزدی می‌کنید. به قول مقالات مدیریتی Harvard Business Review ، تمرکز بر مشتریان درست، موتور محرکِ اصلیِ رشدِ پایدار است.

شما به عنوان مدیر، باید یاد بگیرید که «کاسبِ نترس» باشید. کسی که اجازه نمی‌دهد شلوغیِ کاذبِ دفترش، او را از دیدنِ حقیقتِ سودِ سالانه غافل کند.

۵. تله‌ی قراردادهای یک‌باره؛ چرا نباید به فروش‌های اتفاقی دل خوش کرد؟

همه ما آن لحظه‌ی شیرین را تجربه کرده‌ایم: یک مشتری از راه می‌رسد، یک قرارداد تپل می‌بندد، پول خوبی هم نقد می‌دهد و می‌رود. در آن لحظه فکر می‌کنیم پادشاه عالم هستیم! اما حقیقت این است که این نوع فروش‌ها، با اینکه برای نقدینگی خوب هستند، می‌توانند مثل «مواد مخدر» برای کسب‌وکار شما عمل کنند؛ یعنی حسِ کاذبِ رشد به شما می‌دهند، در حالی که زیرساخت شما در حال ضعیف شدن است.

خوش‌حالیِ کاذب از «دشت‌های بزرگ»

مشکل قراردادهای یک‌باره (One-off) این است که شما را در وضعیت «شکارچی» نگه می‌دارند. یعنی هر ماه باید تفنگ‌تان را بردارید و به دنبال شکار جدید بدوید. اگر یک ماه شکار نکنید، شرکت از گرسنگی می‌میرد.

اما مدیرانی که روی ACV (ارزش سالانه قرارداد) تمرکز می‌کنند، از حالت «شکارچی» به حالت «کشاورز» تغییر وضعیت می‌دهند. آن‌ها به دنبال قراردادهایی هستند که مثل یک زمین زراعی، هر سال یا هر ماه به آن‌ها محصول (سود) بدهد.

چرا ACV به شما قدرت پیش‌بینی می‌دهد؟

تفاوت اصلی یک «کاسب سنتی» با یک «مدیر سیستم‌ساز» در یک کلمه است: قابلیت پیش‌بینی. وقتی شما روی قراردادهایی با ACV مشخص تمرکز می‌کنید:

  • می‌دانید ۳ ماه دیگر چقدر پول در حساب‌تان است.
  • با خیالی راحت‌تر برای استخدام نیروی جدید یا خرید تجهیزات تصمیم می‌گیرید.
  • ترسِ فلج‌کننده از «حالا ماه بعد چی میشه؟» از بین می‌رود.

در واقع، فروش‌های اتفاقی و بزرگ، مثل بارانِ بهاری هستند؛ یک‌باره می‌آیند، سیل راه می‌اندازند و تمام می‌شوند. اما قراردادهایی که ACV بالایی دارند، مثل یک چاهِ آبِ عمیق هستند که همیشه می‌توانید روی آن‌ها حساب کنید. این همان چیزی است که در [لینک داخلی پیشنهادی به: سیستم سازی کسب و کار] به آن می‌گوییم ایجاد «درآمد تکرارپذیر».

یک مثال برای درک بهتر:

فرض کنید شما فروشنده نرم‌افزار هستید.

  • سناریو اول: نرم‌افزار را به قیمت ۵۰ میلیون تومان می‌فروشید و تمام. (ACV = صفر برای سال بعد).
  • سناریو دوم: نرم‌افزار را ۱۰ میلیون می‌فروشید، اما سالی ۱۵ میلیون تومان بابت پشتیبانی و آپدیت می‌گیرید. (ACV = ۱۵ میلیون تومان).

در سناریوی دوم، شاید سال اول پول کمتری بگیرید، اما شما یک «دارایی» ساخته‌اید که هر سال بدون نیاز به فروشِ دوباره، برای شما پول می‌سازد. این یعنی پایداری در فروش.

به قول متخصصان Gartner ، کسب‌وکارهایی که سهم درآمد تکرارپذیر (ACV-based) آن‌ها بیشتر است، ارزشِ بازاری به مراتب بالاتری نسبت به شرکت‌های «پروژه محور» دارند. چون این شرکت‌ها «سیستم» دارند، نه فقط «فروشنده».

بسیار عالی. حالا می‌رسیم به جایی که مدیریت از حالت «دستوری» خارج شده و تبدیل به یک «سیستم خودکار» می‌شود. در این بخش به مدیر یاد می‌دهیم چطور با استفاده از عدد ACV، افسار تیم فروش را به سمتی بکشد که هم خودش آرامش داشته باشد و هم سود شرکت تضمین شود.


۶. ۳ کاربرد حیاتی ACV در سیستم‌سازی فروش برای کسب‌وکارهای ایرانی

بسیاری از مدیران از دست تیم فروششان شاکی هستند. می‌گویند: «تیم فروش فقط دنبال این است که قرارداد را ببندد و پورسانتش را بگیرد، دیگر کاری ندارد که این مشتری پدرِ بخش خدمات و پشتیبانی ما را درمی‌آورد!»

حق با شماست. اگر به تیم فروش فقط بر اساس «حجم کل فروش» هدف بدهید، آن‌ها هم سراغ راحت‌ترین و در عین حال بی‌کیفیت‌ترین قراردادها می‌روند. اما اگر ACV را وارد بازی کنید، سیستم سازی کسب و کار شما دگرگون می‌شود.

در اینجا ۳ راهکار عملی برای استفاده از این عدد در قلب کسب‌وکارتان آورده شده است:

۱. هدف‌گذاری هوشمندانه به جای هدف‌گذاری فله‌ای

به جای اینکه به مدیر فروش بگویید: «باید ماهی ۵۰۰ میلیون تومان بفروشی»، به او بگویید: «باید ماهی ۴۰۰ میلیون تومان ACV جدید به مجموعه اضافه کنی». تفاوت در چیست؟ در این حالت، فروشنده دیگر به دنبال قراردادهای یک‌باره و بی‌ارزش نمی‌رود. او می‌فهمد که باید روی مشتریانی تمرکز کند که «ماندگار» هستند و در طول سال برای شرکت درآمد ایجاد می‌کنند. این یعنی مدیریت فروش بر اساس کیفیت، نه فقط کمیت.

۲. اصلاح نظام پورسانت (جایزه به فروشنده باهوش)

یکی از بزرگترین اشتباهات در کسب‌وکارهای ایرانی، پرداخت پورسانت یکسان برای همه قراردادهاست. با استفاده از ACV، شما می‌توانید سیستم پاداش را تغییر دهید:

  • برای قراردادی که ACV بالایی دارد (یعنی سود مستمر و سالانه می‌آورد)، پورسانت بیشتری در نظر بگیرید.
  • برای قراردادهای یک‌باره و پردردسر، پورسانت را به حداقل برسانید. با این کار، تیم فروش شما بدون اینکه مدام بالای سرشان باشید، خودبه‌خود به سمت جذب «مشتریان طلایی» هدایت می‌شود.

۳. پیش‌بینی دقیق آینده (خداحافظی با استرسِ چک)

وقتی شما بدانید میانگین ACV مشتریانتان چقدر است، می‌توانید با دقت ۸۰-۹۰ درصد پیش‌بینی کنید که سال آینده همین موقع، چقدر پول در حساب شرکت است. این یعنی خروج از وضعیت «آتش‌نشانی». مدیری که ACV را می‌شناسد، می‌داند که اگر امسال ۱۰ مشتری با ACV متوسط ۱۰۰ میلیون تومان جذب کرده، سال دیگر یک میلیارد تومان درآمد پایه (بدون حتی یک ریال فروش جدید) دارد. این شفافیت ذهنی به شما اجازه می‌دهد که برای [لینک داخلی پیشنهادی به: توسعه و سرمایه‌گذاری] با خیال راحت برنامه‌ریزی کنید.

به قول کارشناسان وب‌سایت Salesforce ، تمرکز بر ارزش قرارداد به جای حجم آن، تفاوت بین شرکت‌هایی است که «فقط زنده می‌مانند» و شرکت‌هایی که «بازار را قبضه می‌کنند».

ارزش قرار داد سالانه

۷. چطور با تمرکز روی ACV، از وضعیت «آتش‌نشانی» به وضعیت «رشد پایدار» برسیم؟

اگر شما هم هر روز صبح که وارد دفتر می‌شوید، احساس می‌کنید کوهی از مشکلات روی سرتان خراب شده و باید تا شب فقط «آتش‌ خاموش کنید»، تنها نیستید. بسیاری از مدیران SME در ایران، به جای اینکه روی صندلی فرماندهی بنشینند، در صف اول جنگ با جزئیات هستند؛ یک روز مشکل چکِ فلان مشتری است، یک روز دعوای تیم فروش بر سر تخفیف، و یک روز هم خالی بودن حساب برای خرید مواد اولیه.

اما ریشه این همه آشفتگی کجاست؟ ندادنِ دیدِ شفاف از آینده. وقتی شما بر اساس ACV مدیریت می‌کنید، در واقع دارید از «مدیریتِ لحظه‌ای» به سمت [لینک داخلی پیشنهادی به: مدیریت استراتژیک کسب و کار] حرکت می‌کنید.

خروج از نقش «آتش‌نشان» با ابزار شفافیت

مدیری که نمی‌داند هر قراردادش در طول سال چقدر می‌ارزد، مجبور است برای هر ریالِ ورود و خروج پول، خودش شخصاً تصمیم بگیرد. اما وقتی ACV را ملاک قرار می‌دهید، اتفاقات زیر می‌افتد:

  1. قدرتِ تفویض اختیار پیدا می‌کنید: وقتی مشخص باشد که اولویت شرکت جذب قراردادهایی با ACV بالای ۱۰۰ میلیون تومان است، دیگر نیاز نیست شما درگیر چانه‌زنی‌های کوچک شوید. تیم شما می‌داند خط‌کش چیست و شما فقط روی قراردادهای استراتژیک نظارت می‌کنید. این یعنی گامی بزرگ به سمت سیستم سازی و واگذاری امور.
  2. استرسِ «فردا چی میشه؟» تمام می‌شود: آتش‌نشانیِ مدیریتی معمولاً از ترسِ بی‌پولی می‌آید. وقتی مجموع ACV قراردادهای شما، هزینه‌های ثابت شرکت (اجاره، حقوق، انبار) را پوشش دهد، ذهن شما آزاد می‌شود تا به جای «بقا»، به «رشد» فکر کنید.
  3. به جای «بیشتر کار کردن»، «هوشمندانه‌تر» کار می‌کنید: رشد پایدار یعنی اینکه شما بتوانید با منابع کمتر، سود بیشتری بسازید. ACV به شما نشان می‌دهد که گاهی با حذف ۱۰ مشتری پردردسر و جذب فقط ۲ مشتری با ACV بالا، می‌توانید سودتان را دو برابر کنید در حالی که وقت‌تان آزادتر شده است.

ACV؛ واکسنِ ضدِ بحران

در بازار پرتلاطم ایران، کسی برنده است که بتواند «پایداری درآمد» ایجاد کند. شرکت‌هایی که فقط به فروش‌های فصلی و اتفاقی وابسته‌اند، با اولین تکانِ بازار فرو می‌ریزند. اما تمرکز بر ارزش سالانه قرارداد، به کسب‌وکار شما ساختاری می‌دهد که در برابر نوسانات مقاوم باشد. به قول مقالات معتبر Harvard Business Review در مورد پایداری درآمد، راز ماندگاری شرکت‌های بزرگ در این است که یاد گرفته‌اند چطور درآمد خود را از حالت «تصادفی» به حالت «تکرارپذیر و پیش‌بینی‌بنیاد» تغییر دهند.

شما با استفاده از ACV، از یک «کاسب خسته» که مدام در حال دویدن دنبال پول است، به یک «مدیر هوشمند» تبدیل می‌شوید که روی رشد و توسعه کسب و کار تمرکز دارد.

بسیار عالی. به بخش پایانی و جمع‌بندی مقاله رسیدیم. در این بخش قرار است تمام نکات گفته شده را در ذهن مدیر تثبیت کنیم و او را برای برداشتن قدم بعدی (تعامل با سایت مدیران مانی) آماده کنیم.


۸. جمع‌بندی: آیا قراردادهای امسال شما، هزینه‌های سال بعدتان را پوشش می‌دهد؟

مدیریت کسب‌وکار در ایران، شبیه به رانندگی در جاده‌ای است که مدام مه گرفتگی دارد و هر لحظه ممکن است با یک دست‌انداز جدید غافلگیر شوید. در این شرایط، داشتن ابزاری مثل ACV، حکم همان مه‌شکنی را دارد که به شما نشان می‌دهد کجای جاده ایستاده‌اید و چقدر سوخت برای ادامه مسیر دارید.

یادتان باشد، هدف از دانستن «ارزش سالانه قرارداد»، فقط پر کردن چند جدول در اکسل نیست. هدف این است که شما از شرّ قراردادهایی که فقط «ادایِ کار» را درمی‌آورند خلاص شوید و فضایی برای جذب مشتریانی باز کنید که واقعاً به کسب‌وکار شما اعتبار و سود می‌بخشند.

یک‌بار دیگر به لیست مشتریانتان نگاه کنید و این سوال بی‌رحمانه را از خودتان بپرسید: «اگر از فردا صبح دیگر هیچ فروش جدیدی نداشته باشم، آیا قراردادهای فعلی‌ام (با تکیه بر ACV واقعی‌شان) می‌توانند چراغ این شرکت را روشن نگه دارند؟» اگر پاسختان منفی است یا حتی در مورد آن شک دارید، یعنی وقت آن رسیده که در استراتژی فروش و بازاریابی خود تجدیدنظر کنید و به جای «فروش به هر قیمت»، به دنبال «ارزش‌آفرینیِ مستمر» باشید.

قدم بعدی برای شما چیست؟

ما در مدیران مانی می‌دانیم که تغییر دادن عادت‌های قدیمیِ فروش چقدر سخت است. می‌دانیم که گاهی ترس از دست دادن یک مشتریِ پردردسر، اجازه نمی‌دهد که به سمت سیستم سازی کسب و کار حرکت کنید. اما حقیقت این است که نظم دادن به این آشفتگی، تنها راهی است که شما را از یک مدیر خسته و درگیر، به یک رهبر توانمند تبدیل می‌کند.

اگر حس می‌کنید کسب‌وکارتان پتانسیل رشد دارد اما در تله‌ی کارهای روزمره و قراردادهای بی‌سود گیر کرده‌اید، پیشنهاد می‌کنم:

  1. ابتدا نگاهی به مقالات بخش تصمیم گیری در مدیریت بیندازید تا دیدِ بازتری نسبت به انتخاب‌هایتان پیدا کنید.
  2. اگر نیاز به یک نگاهِ تخصصی و بیرون از گود دارید، می‌توانید از خدمات مشاوره مدیریت و کسب و کار ما استفاده کنید تا با هم، خط‌کش‌های اختصاصیِ سودآوریِ شما را طراحی کنیم.

اجازه ندهید شلوغیِ کاذب، شما را از ساختن یک کسب‌وکارِ سودآور و آرام باز دارد. از همین امروز، با محاسبه ACV فقط یکی از مشتریانتان، مسیر شفافیت را شروع کنید.

اشتراک گذاری:
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
در اینستاگرام
ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

جستجو برای:
  • مسیر اصولی رشد کسب‌وکار

آماده‌اید کسب‌وکارتان را سیستم‌سازی کنید؟

برای رشد فروش، مدیریت تیم، تبلیغات و مسیر مالی، از یک مسیر اصولی شروع کنید.

دریافت مشاوره
دوره بیزینس منتورینگ

آکادمی کسب و کار مدیران مانی با هدف توانمندسازی صاحبان کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تأسیس شده است. رسالت ما این است که به شما کمک کنیم تا چالش‌های رایج در فروش، تبلیغات، سیستم‌سازی و مدیریت تیم را پشت سر بگذارید و کسب‌وکار خود را به سطحی بالاتر برسانید.

ارتباط با مدیران مانی
  • شیراز، خیابان ستارخان، مجتمع شیرازمال، طبقه ششم، واحد 618
  • شماره تماس : 90006600
  • همه روزه از ساعت ۹ صبح تا ۹ شب
Whatsapp Instagram Telegram-plane
دسترسی سریع
Main Menu
  • بهترین مرکز مشاوره کسب و کار در شیراز
  • مشاوره کسب و کار در شیراز
  • بیزینس کوچینگ چیست؟
مجوزها
نماد اعتماد الکترونیکی مدیران مانی
© تمامی حقوق برای سایت مدیران مانی محفوظ می‌باشد.
ورود / عضویت
استفاده از موبایل
4

لطفا پس از تماس، داخلی مورد نظر را شماره گیری فرمایید.

  • سارا زارع
    سارا زارع کارشناس آموزشی داخلی 201
    90006600 تماس
  • ملیسا توفیقی
    ملیسا توفیقی کارشناس آموزشی داخلی 202
    90006600 تماس
  • علی زارع
    علی زارع کارشناس آموزشی داخلی 203
    90006600 تماس
  • نبات میر حسینی
    نبات میر حسینی کارشناس آموزشی داخلی 204
    90006600 تماس
برای تماس مستقیم روی نام مشاور کلیک کنید
نام و نام خانوادگی(ضروری)
آدرس(ضروری)

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

ارسال مجدد کد تایید (00:120)

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت