جستجو برای:
  • جدیدترین همایش ها و دوره ها
    • همایش دوام در شهر شیراز
    • دوره خلق ثروت با علم بیزینس منتورینگ
  • دوره مدیران مانی کد 07
  • دوره های آموزشی
  • در خواست مشاوره
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی با امیر ارسلان قهاری
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی منابع انسانی – ارغوان مریدی
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی مالیاتی – دکتر حامد فلامرزی
    • یک جلسه مشاوره آنلاین برندینگ – بیزینس کوچ محمدابراهیم محمدی زاده
    • یک جلسه مشاوره آنلاین لایف کوچینگ – بیزینس کوچ محمدعلی جواهری
  • بلاگ
  • ارتباط با ما
    • تماس با ما
    • درباره مدیران مانی
    • درباره امیر ارسلان قهاری
    • درباره ارغوان مریدی
 
آکادمی مدیران کسب و کار مانی
  • جدیدترین همایش ها و دوره ها
    • همایش دوام در شهر شیراز
    • دوره خلق ثروت با علم بیزینس منتورینگ
  • دوره مدیران مانی کد 07
  • دوره های آموزشی
  • در خواست مشاوره
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی با امیر ارسلان قهاری
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی منابع انسانی – ارغوان مریدی
    • یک جلسه مشاوره آنلاین خصوصی مالیاتی – دکتر حامد فلامرزی
    • یک جلسه مشاوره آنلاین برندینگ – بیزینس کوچ محمدابراهیم محمدی زاده
    • یک جلسه مشاوره آنلاین لایف کوچینگ – بیزینس کوچ محمدعلی جواهری
  • بلاگ
  • ارتباط با ما
    • تماس با ما
    • درباره مدیران مانی
    • درباره امیر ارسلان قهاری
    • درباره ارغوان مریدی
0
ورود / عضویت

بلاگ

استراتژی فروش برای تغییر ذهنیت از شاگردی به مدیریت فروش

مرداد 18, 1405
ارسال شده توسط واحد تولید محتوا
بازاریابی
86 بازدید
راز تغییر ذهنیت_

راستش را بخواهید، وقتی با مدیران واحدهای تولیدی یا صاحبان کسب‌وکارهای کوچک گپ می‌زنم، یک جمله را زیاد می‌شنوم: «آقای قهاری، جنس من حرف ندارد، قیمت کارهایم هم که از همه بازار منصفانه‌تر است، پس چرا مشتری به جای خرید کردن، فقط قیمت می‌پرسد و می‌رود؟»

آنچه در این مقاله می خوانید...

Toggle
  • ۱. چرا دخل و خرج‌مان با هم نمی‌خواند؟ (وقتی تکنیک‌های فروش روی کسب‌وکار ما جواب نمی‌دهد)
  • ۲. ذهنیت فروش یعنی چه و چرا با «زبون‌بازی» متفاوت است؟
  • ۳. سه تله ذهنی که ترمز فروش در کسب‌وکارهای کوچک ایران است
  • ۴. چطور عینک یک مدیر حرفه‌ای را به چشم بزنیم؟ (قدم‌های تغییر نگاه به بازاریابی)
  • ۵. آموزش فروش و بازاریابی؛ هزینه‌ای که از جیب می‌رود یا سرمایه‌ای که برمی‌گردد؟
  • ۶. از آتش‌نشانی در مغازه تا مدیریت سیستماتیک فروش
  • ۷. جمع‌بندی: فروش از مغز شما شروع می‌شود، نه از ویترین مغازه!

خیلی از ماه‌ها با این اضطراب شروع می‌شود که آیا این ماه دخل و خرجمان با هم می‌خواند؟ آیا چک‌های تامین‌کننده پاس می‌شود؟ بعد برای اینکه فرار کنیم از این وضعیت، شروع می‌کنیم به تخفیف دادن‌های بی‌حساب و کتاب یا سپردنِ بودجه‌ی محدودمان به تبلیغاتچی‌هایی که فقط وعده می‌دهند. اما واقعیت تلخ اینجاست که بعد از همه‌ی این بدو بدو کردن‌ها، باز هم شب که می‌خواهیم کرکره را پایین بکشیم، می‌بینیم آن سودی که حقمان بوده، در نیامده است.

عزیز من، مشکل نه از جنس توست، نه از جیب مشتری! مشکل دقیقاً جایی است که کمتر کسی در بازار به آن دقت می‌کند: «ذهنیت فروش». ما سال‌ها یاد گرفت‌هایم چطور تولید کنیم، چطور شاگردی کنیم و چطور قطعه بسازیم، اما یاد نگرفت‌هایم چطور «مدیر فروش» کسبوکار خودمان باشیم؛ اینجاست که مسیر جهش درآمد روشن می‌شود.

من در این سال‌ها در کنار دانش‌پذیرانی بودم که مثل شما شب و روز نداشتند؛ دوستانی که فکر می‌کردند فروش یعنی «زبون‌بازی»، اما وقتی متوجه شدند که فروش یک فرآیند ذهنی و سیستمی است، ورق برایشان برگشت. بیایید یک بار برای همیشه با خودمان صادق باشیم: اگر روش‌های قدیمی جواب می‌داد، الان نباید نگرانِ حقوق آخر ماه پرسنل‌تان بودید.

۱. چرا دخل و خرج‌مان با هم نمی‌خواند؟ (وقتی تکنیک‌های فروش روی کسب‌وکار ما جواب نمی‌دهد)

📎 پیشنهاد مطالعه: گیمیفیکیشن چیست؟

بسیاری از مدیران SMEs (کسب‌وکارهای کوچک و متوسط) در ایران، در یک چرخه تکراری گیر افتاده‌اند: کار زیاد، فروشِ به ظاهر خوب، اما جیبِ خالی! شاید شما هم بارها شنیده باشید که می‌گویند «فلان تکنیک فروش را اجرا کن» یا «این جمله طلایی را به مشتری بگو تا بخرد». اما چرا این حرف‌ها برای یک تولیدکننده قطعات صنعتی یا صاحب یک کارگاه تولیدی کار نمی‌کند؟

چون مشکل ما «کمبود تکنیک» نیست؛ مشکل اینجاست که ما فروش را جدا از مدیریت می‌بینیم. وقتی ذهنیت فروش در یک مجموعه درست نباشد، شما هر چقدر هم بفروشید، باز هم تهِ ماه درگیر چک‌های برگشتی و هزینه‌های پیش‌بینی نشده هستید. فروشِ بدون ذهنیتِ درست، یعنی دواندنِ یک اسب خسته که فقط خاک بلند می‌کند، اما به مقصد نمی‌رسد.

راز تغییر ذهنیت_

داستان یک تولیدکننده: چرا هر چه بیشتر دویدم، کمتر فروختم؟

یادم هست یکی از دانش‌پذیران عزیزم که کارگاه تولید درب و پنجره داشت، می‌گفت: «آقای قهاری، من از ساعت ۶ صبح تا ۱۰ شب در کارگاه هستم. کیفیت کارم در منطقه تک است، اما مشتری وقتی قیمت می‌گیرد، می‌رود سراغ کارگاهِ بغلی که جنس ضعیف‌تر می‌دهد. مجبور شدم قیمت را آنقدر پایین بیاورم که فقط هزینه‌ی شاگرد و اجاره دربیاید.»

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که ذهنیت فروش باید وارد عمل شود. وقتی به او گفتم که تو داری «کالا» می‌فروشی نه «راهکار»، اول تعجب کرد. او فکر می‌کرد فروش یعنی فقط تحویل دادن بار. اما مشکلش این بود که در ذهنش خودش را یک «فنی‌کار» می‌دید، نه یک «استراتژیست فروش». او نمی‌دانست چطور ارزش کارش را به مشتری بفهماند که مشتری برای کیفیت او، داوطلبانه پول بیشتری بدهد.

واقعیت این است که اگر می‌خواهید از این وضعیت «آتش‌نشانی» و دویدن دنبال نقدینگی خلاص شوید، باید اول در ذهنتان از یک «فروشنده‌ی سنتی» به یک «مدیر فروش» تغییر هویت دهید. این تغییر، اولین قدم برای این است که آموزش فروش و بازاریابی را نه به عنوان یک کار تجملی، بلکه به عنوان نان شب کسب‌وکارتان ببینید.

۲. ذهنیت فروش یعنی چه و چرا با «زبون‌بازی» متفاوت است؟

📎 پیشنهاد مطالعه: برندسازی چیست و اصول ایجاد یک برند معتبر

خیلی از کاسب‌های قدیمی و حتی مدیران جوان تولیدی‌ها، وقتی کلمه «فروش» را می‌شنوند، یاد آدم‌هایی می‌افتند که قرار است با اصرار زیاد، چرب‌زبانی یا به قول معروف «گنجشک را رنگ کنند و جای قناری بفروشند». اما اجازه بدهید به عنوان کسی که سال‌ها در فضای مدیریت و بازار ایران نفس کشیده، خیالتان را راحت کنم: آن دوران دیگر تمام شده است.

ذهنیت فروش (Sales Mindset) یعنی شما قبل از اینکه محصول را روی میز بگذارید، در ذهن خودتان می‌دانید که قرار است کدام گره از زندگی یا کار مشتری را باز کنید. این یک مهارت درونی است که به شما می‌گوید چطور به جای «التماس برای فروش»، «ارزش» خلق کنید. وقتی ذهنیت شما درست باشد، دیگر از نه شنیدن نمی‌ترسید، چون می‌دانید هر «نه» یک قدم شما را به شناخت بهتر بازار نزدیک‌تر می‌کند.

تفاوت فروشنده سنتی با مدیری که استراتژی فروش دارد

بگذارید خیلی ساده بگویم؛ فروشنده سنتی فقط به دنبال «تخلیه انبار» است. او می‌خواهد جنسش را بدهد و پولش را بگیرد، تمام! اما مدیری که ذهنیت استراتژیک دارد، به دنبال «ساختن رابطه» است. تفاوت این دو در چند مورد کلیدی است:

  • فروشنده سنتی: به دنبال مچ‌گیری از مشتری است؛ مدیر فروش: به دنبال حل مسئله مشتری است.
  • فروشنده سنتی: فقط روی قیمت مانور می‌دهد؛ مدیر فروش: روی منافع و سودی که مشتری می‌برد تمرکز می‌کند.
  • فروشنده سنتی: با هر نوسان دلار، دست و پایش را گم می‌کند؛ مدیر فروش: سیستمی دارد که در رکود هم برایش مشتری می‌آورد.

بسیاری از عزیزانی که در دوره‌های من شرکت می‌کنند، در ابتدا فکر می‌کنند قرار است چند جمله جادویی یاد بگیرند تا مشتری را ضربه‌فنی کنند! اما حقیقت این است که من ابتدا روی ذهنیت آن‌ها کار می‌کنم. تا وقتی شما در ذهنتان باور نداشته باشید که محصولتان یک «راهکار عالی» است، قوی‌ترین تکنیک‌های دنیا هم به دادتان نمی‌رسد.

راز تغییر ذهنیت_

۳. سه تله ذهنی که ترمز فروش در کسب‌وکارهای کوچک ایران است

📎 پیشنهاد مطالعه: KPI چیست؟

گاهی اوقات ما خودمان بزرگ‌ترین دشمن کسب‌وکارمان می‌شویم، بدون اینکه بدانیم. در جلسات مشاوره‌ای که با مدیران عامل دارم، متوجه می‌شوم که سقف درآمدی آن‌ها دقیقاً به اندازه سقف باورهایشان است. اگر می‌خواهید فروش‌تان تکانی بخورد، باید این سه تله ذهنی را در کارگاه یا دفترتان شناسایی و خنثی کنید:

تله اول: محصول خوب خودش فروش می‌رود!

این خطرناک‌ترین جمله برای یک تولیدکننده است. بسیاری از ما فکر می‌کنیم چون جنس‌مان باکیفیت است، چون از متریال درجه یک استفاده می‌کنیم یا چون وجدان کاری داریم، پس مشتری باید صف بکشد! اما عزیز من، در دنیای امروز، «دیده شدن» به اندازه «خوب بودن» مهم است. اگر شما بهترین محصول دنیا را تولید کنید اما ذهنیت بازاریابی نداشته باشید، مثل کسی هستید که در تاریکی برای کسی چشمک می‌زند! شما می‌دانید چه می‌کنید، اما هیچ‌کس دیگری خبر ندارد. ذهنیت فروش به ما می‌گوید: کیفیت شرط لازم است، اما شرط کافی، داشتن یک سیستم برای رساندن این پیام به گوش مشتری است.

تله دوم: مشتری فقط به دنبال قیمت پایین‌تر است

این جمله، بهانه شماره یکِ تمام فروشنده‌های ناموفق است. بله، در شرایط اقتصادی فعلی قیمت مهم است، اما «همه چیز» نیست. اگر مشتری فقط دنبال قیمت بود، هیچ‌کس بنز نمی‌خرید، هیچ‌کس از برندهای معتبر لباس تهیه نمی‌کرد و همه از ارزان‌ترین ابزارآلات استفاده می‌کردند. وقتی شما در تله قیمت می‌افتید، یعنی نتوانسته‌اید «ارزش» ایجاد کنید. مشتری وقتی قیمت شما را بالا می‌داند که تفاوتِ کار شما با بقیه را درک نکرده باشد. مدیری که ذهنیت فروش دارد، به جای کم کردنِ مداوم سود خودش، روی افزایش «ارزش پیشنهادی» کار می‌کند. او می‌داند چطور با یک پشتیبانی عالی یا یک ضمانت واقعی، ترس مشتری را بریزد تا قیمت در اولویت دوم قرار بگیرد.

۴. چطور عینک یک مدیر حرفه‌ای را به چشم بزنیم؟ (قدم‌های تغییر نگاه به بازاریابی)

📎 پیشنهاد مطالعه: مشاوره فروش کسب و کار | راهنمای عارضه‌یابی و افزایش فروش

تغییر ذهنیت مثل تعویض قطعه در یک دستگاه نیست که یک‌روزه انجام شود؛ بیشتر شبیه به اصلاح یک عادت قدیمی است. برای اینکه از یک «کاسبِ نگران» به یک «مدیر باثبات» تبدیل شوید، باید عینک‌تان را عوض کنید و از این سه زاویه به کسب‌وکارتان نگاه کنید:

  • اول: از محصول‌محوری به مشتری‌محوری کوچ کنید: به جای اینکه مدام بگویید «من چه تولید می‌کنم؟»، بپرسید «مشتری من از چه چیزی می‌ترسد؟ یا چه آرزویی دارد؟». وقتی درد مشتری را بشناسید، فروختن به او دیگر سخت نیست؛ چون شما دارید درمان را به او می‌فروشید.
  • دوم: روی «سیستم فروش» کار کنید، نه فقط «شخص فروشنده»: اگر فروش کارگاه شما فقط به حضور خودتان یا یک فروشنده خاص وابسته است، شما هنوز صاحب یک سیستم نیستید. مدیر حرفه‌ای ذهنیتی دارد که فرآیندها را طوری می‌چیند که حتی در غیاب او هم فروش اتفاق بیفتد.
  • سوم: تحلیل به جای حدس و گمان: در بازار ایران خیلی وقت‌ها بر اساس «حس‌مان» تصمیم می‌گیریم. اما ذهنیت جدید به ما می‌گوید: «اعداد دروغ نمی‌گویند». چند نفر قیمت پرسیدند؟ چند نفر خریدند؟ چرا آن‌هایی که نخریدند، رفتند؟

من همیشه به دوستانم در دوره‌های مدیریتی می‌گویم: «بازار، زمین بازیِ کسانی است که قبل از مشتری، خودشان را متقاعد کرده‌اند.» اگر می‌خواهید این مسیر را کوتاه‌تر کنید و به جای آزمون و خطا، از تجربه‌های آزموده شده استفاده کنید، پیشنهاد می‌کنم نگاهی به سرفصل‌های آموزش فروش و بازاریابی بیندازید. آنجا یاد می‌گیرید چطور این عینک را به صورت دائمی روی چشمانتان نگه دارید.

۵. آموزش فروش و بازاریابی؛ هزینه‌ای که از جیب می‌رود یا سرمایه‌ای که برمی‌گردد؟

📎 پیشنهاد مطالعه: استراتژی تمایز برای افزایش فروش و دیده شدن در بازار

خیلی وقت‌ها وقتی صحبت از آموزش می‌شود، مدیران با خودشان فکر می‌کنند: «الان وقتش را ندارم» یا «هزینه‌های مهم‌تری مثل خرید مواد اولیه و اجاره دارم». اما بیایید کلاه خودمان را قاضی کنیم؛ اگر شما ۱۰۰ میلیون تومان برای خرید یک دستگاه جدید هزینه کنید، خوشحالید چون آن را می‌بینید. اما اگر ۱۰ میلیون تومان برای یادگیری مهارتی هزینه کنید که جلوی ضرر ۱۰۰ میلیونی ناشی از فروشِ اشتباه را بگیرد، چرا دودل می‌شوید؟

واقعیت بازار امروز این است: «دانستن، ارزان‌تر از ندانستن است.» پولی که شما بابت یک قراردادِ از دست رفته، یک بازاریابِ نابلد یا یک تخفیف بی‌دلیل از دست می‌دهید، چندین برابر هزینه یک دوره آموزشی استاندارد است.

راز تغییر ذهنیت_

تجربه دانش‌پذیران: چطور با تغییر یک باور، ورودی نقدینگی تغییر کرد؟

یکی از دوستان که در حوزه تولید پوشاک فعالیت داشت، همیشه از این ناله می‌کرد که «نقدینگی ندارم تا پارچه بخرم». وقتی وارد مسیر آموزش فروش و بازاریابی شد، متوجه شد که مشکل او کمبود مشتری نیست، بلکه «نحوه وصول مطالبات» و «انتخاب مشتری اشتباه» است.

او با تغییر ذهنیت از «فقط بفروش به هر قیمتی» به «فروش مهندسی شده به مشتریِ درست»، توانست بدون افزایش بودجه تبلیغات، ورودی نقدینگی کارگاهش را در عرض ۳ ماه، ۴۰ درصد رشد بدهد. او یاد گرفت که چطور به جای جنگیدن بر سر قیمت، روی «اعتماد مشتری» سرمایه‌گذاری کند. این همان تفاوتی است که آموزش در کسب‌وکار شما ایجاد می‌کند؛ شما را از یک «اپراتور» به یک «معمار ثروت» تبدیل می‌کند.

۶. از آتش‌نشانی در مغازه تا مدیریت سیستماتیک فروش

بسیاری از مدیرانی که به من مراجعه می‌کنند، در وضعیتی هستند که من به آن می‌گویم «مدیریت آتش‌نشانی». یعنی صبح که کرکره را بالا می‌دهند، فقط منتظرند ببینند کجای کسب‌وکارشان آتش می‌گیرد تا خاموشش کنند! یک روز دعوای کارگر است، یک روز نبودِ قطعه و یک روز هم اعتراض مشتری به تاخیر در ارسال.

در این وضعیت، فروش همیشه آخرین اولویت است. مدیر با خودش می‌گوید: «بگذار فعلاً این خرابی را درست کنم، بعداً به فکر فروش و بازاریابی می‌افتم.» اما واقعیت این است که این «بعداً» هیچ‌وقت نمی‌آید.

ذهنیت فروش به شما یاد می‌دهد که فروش یک «اتفاق» نیست که اگر وقت شد به آن برسید؛ بلکه یک «سیستم» است که باید حتی وقتی شما در حال حل مشکلات کارگاه هستید، به صورت خودکار کار کند. برای درک ادامه این نگاه فرایندی، مدیریت سرنخ یعنی:

  • داشتن یک لیست مرتب از مشتریان قدیمی و تماس دوره‌ای با آن‌ها.
  • داشتن یک فرآیند مشخص برای پاسخگویی به تلفن‌ها.
  • و از همه مهم‌تر، داشتنِ زمانی در هفته که فقط و فقط برای «فکر کردن به رشد» رزرو شده باشد.

اگر می‌خواهید از نقش یک آتش‌نشان خسته به یک ناخدا تبدیل شوید که مسیر کشتی را هدایت می‌کند، باید ابزارهای مدیریت فروش را یاد بگیرید. طبق اصول فروش حرفه‌ای (که در منابع معتبری مثل Forbes و Harvard Business Review هم بر آن تاکید شده)، پایداری یک کسب‌وکار به مهارت فنی مدیرش نیست، بلکه به قدرت شبکه فروش و ارتباطات او بستگی دارد. پس نگذارید چرخ‌دنده‌های اجرایی، موتورِ پول‌سازِ فکر شما را از کار بیندازند.

بسیار عالی. می‌رویم سراغ بخش نهایی که قرار است تمام رشته‌های مقاله را به هم گره بزند و مخاطب را به سمت یک تصمیم جدی هدایت کند.

راز تغییر ذهنیت_

۷. جمع‌بندی: فروش از مغز شما شروع می‌شود، نه از ویترین مغازه!

در پایان این گپ‌وگفت، بگذارید یک حقیقتِ بازاری را با هم مرور کنیم: «کسب‌وکار شما، انعکاسی از طرز فکر شماست.» اگر امروز از فروش‌تان راضی نیستید، اگر احساس می‌کنید درجا می‌زنید یا اگر بازار با شما بی‌رحم شده است، به دنبال مقصر در دنیای بیرون نگردید.

فروشِ پایدار و سودآور، نه با تغییر دکوراسیون شروع می‌شود و نه با استخدام بازاریاب‌های گران‌قیمت؛ فروش از لحظه‌ای شروع می‌شود که شما تصمیم می‌گیرید ذهنیت خودتان را از یک «کاسب سنتی» به یک «مدیر استراتژیک» تغییر دهید. وقتی یاد بگیرید چطور سیستم بسازید، چطور ارزش محصولتان را به رخ بکشید و چطور اعتماد مشتری را جلب کنید، آن‌وقت است که می‌بینید حتی در سخت‌ترین روزهای بازار هم، نقدینگی به سمت کسب‌وکارتان سرازیر می‌شود.

اگر برای تغییر آماده هستید، این قدم بعدی شماست…

عزیز من، آتش‌نشانی و دویدنِ مدام بس است! شما به عنوان صاحب یک کسب‌وکار، وظیفه‌تان این نیست که تمام روز را پشت دخل یا در خط تولید بگذرانید؛ وظیفه شما هدایتِ کشتی فروش است.

اگر احساس می‌کنید وقت آن رسیده که یک بار برای همیشه، اصول علمی و تجربی فروش را یاد بگیرید و از حالت «انتظار برای مشتری» خارج شوید، من در کنار شما هستم. ما در برگه آموزش فروش و بازاریابی، نقشه‌ی راهی را آماده کرده‌ایم که مستقیماً بر اساس نیازهای واقعی بازار ایران و چالش‌های مدیران SME طراحی شده است.

این یک دعوت به کلاس درس نیست؛ این یک دعوت به تغییر سرنوشتِ مالی کسبوکار شماست. اگر برای حرفه‌ای شدن جدی هستید، همین حالا قدم اول را بردارید و مسیر جدیدتان را با وفادارسازی مشتری شروع کنید.

5/5 - (1 امتیاز)
اشتراک گذاری:
در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
در اینستاگرام
ما را دنبال کنید!
Created by potrace 1.14, written by Peter Selinger 2001-2017
در آپارات
ما را دنبال کنید!
جستجو برای:
مدیران مانی

آکادمی تخصصی رشد و توسعه کسب‌ و کار برای مدیران و صاحبان کسب‌ و کار؛ با تمرکز بر فروش، مدیریت تیم، تبلیغات، مالی و سیستم‌ سازی.

دسترسی سریع
  • صفحه اصلی
  • دوره‌های آموزشی
  • مقالات
  • درباره مدیران مانی
  • تماس با ما
ارتباط با مدیران مانی
شیراز، خیابان ستارخان، مجتمع شیرازمال، طبقه ششم، واحد ۶۱۸ 90006600 همه روزه از ساعت ۹ صبح تا ۹ شب
مجوزها نماد اعتماد و مجوزهای مدیران مانی جهت مشاهده مجوز کلیک کنید
تمامی حقوق برای آکادمی کسب‌ و کار مدیران مانی محفوظ است.
ورود / عضویت
استفاده از موبایل

3 × 4 =

ورود

12 − 7 =

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

ارسال مجدد کد تایید (00:120)

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت